وقتی زندگی در راه است – iRunFar


تاپروم AJWبازگشت در اواخر ژوئن در پرواز من به شرق از ایالت های غربی 100، روی صندلیم نشستم، لپ تاپم را باز کردم و شروع به برنامه ریزی برای بقیه تابستان کردم. با الهام گرفتن از پیروزی روح انسانی که ایالات غربی 100 هر سال ارائه می دهد، مشتاقانه منتظر چند ماه آموزش مداوم، توانبخشی مداوم و بازگشت متمرکز به انجام کاری که دوست داشتم بودم. . با خیره شدن به تقویم گوگل خود در آن پرواز به شرق، فکر کردم، من می تونم این کار را انجام دهم.

سپس، همانطور که گاهی اوقات می شود، زندگی مانع شد.

عکس دسته جمعی در عروسی پسر نویسنده.

نویسنده با دوستان و خانواده در عروسی پسرش کارسون. عکس: جوآن اندرسون

همسر من، شلی، و من قرار بود خانه خود را جمع و جور کنم و آماده حرکت به سمت غرب به خانه جدیدمان در آریزونا در اوایل جولای باشم. نیازی به گفتن نیست، هر دوی ما فراموش کرده بودیم که دیگر در دهه بیست زندگی خود نیستیم، و حرکت ما به تنهایی سه برابر بیشتر از حد انتظار طول کشید. پس از آن، گویی به نشانه، تویوتا پریوس 2005 دوست داشتنی من با یک باتری هیبریدی منفجر شده به فریتز رفت و ما را به یک خودرو رساند.

با آن به عنوان پس زمینه، ما مجبور شدیم به نحوی کوچکترین پسرمان را بدست آوریم، تالی، به اورگان، پسر وسطی ما، لوگان، به ویرجینیا، و من در مهمانی مجردی پسر بزرگم – یک سفر چهار روزه در رودخانه در رودخانه سن خوان در یوتا – در حالی که وسایلمان را از پنسیلوانیا تا آریزونا می‌خریم. نیازی به گفتن نیست که آن رویاهای الهام گرفته از 100 ایالت غربی در مورد آموزش مداوم از پنجره بیرون رفتند.

با همه اینها، به مهمانی مجردی/ سفر رودخانه ای رسیدم و تا روز دوم تا آخرین روز همه چیز خوب پیش می رفت. پسرم فکر کرد ایده خوبی است که از من بخواهد انفرادی رودخانه را با یکی از آن کایاک‌های بادی «داکی لاستیکی» حرکت کنم، که عالی پیش رفت تا اینکه در طول یک بخش به خصوص خشن از آن خارج شدم. وقتی حدود نیم مایل بعد بالاخره خودم را به ساحل کشیدم، یک دنبالچه به شدت کبود شده بود و یک کوفتگی بزرگ چهار سر ران داشتم که باعث شد پایم به نظر برسد که متعلق به مرد میشلن است.

AJW و پسرانش در رودخانه سان خوان

نویسنده و پسرانش در رودخانه سان خوان در یوتا. عکس: کریس تورنلی

حدود دو هفته بعد، بالاخره توانستم بدون لنگی راه بروم، اگرچه نشستن روی دنبالچه کبود شده‌ام همچنان احساس می‌کرد که کسی یک سوزن بافندگی را به پایه ستون فقراتم می‌کوبد. اوقات خوب من از عروسی پسرم در تعطیلات آخر هفته روز کارگر ایالات متحده در اوایل سپتامبر جان سالم به در بردم، اما پس از آن بچه های ماشین از پنسیلوانیا تماس گرفتند. باتری هیبریدی عوض شده بود و می توانستم بیام ماشین را بگیرم. مشکل این بود که من در کلرادو بودم. بنابراین، پسر وسطی من، لوگان، کسی که باید به ویرجینیا می رفت، من را به پنسیلوانیا سوار کرد. ماشینم را برداشتم و برگشتم و بالاخره یکشنبه شب گذشته به آریزونا رسیدم.

اکنون، سرانجام، دو ماه و نیم دیرتر از برنامه‌ریزی شده، می‌توانم به تمرینات مداوم، توانبخشی مداوم و بازگشت متمرکز به انجام کاری که دوست داشتم برگردم. هیچ چیزی نمی توانست جلوی من را بگیرد!

و، خوشحالم که گزارش دهم، زندگی روزمره من در این 10 روز گذشته بالاخره همان چیزی شده است که در تمام آن ماه ها پیش تصور می کردم. من هر روز صبح از خواب بیدار می شوم تا از دویدن آرام چهار مایلی در محله جدیدم لذت ببرم و سپس یک جلسه تمرینی 45 دقیقه ای در Planet Fitness محلی خود دارم. پس از یک روز کاری پربار، برای یک ساعت پیاده‌روی/دویدن به بیابان می‌روم و سپس کمی تمرینات کششی و قدرتی انجام می‌دهم. بدون دستور کار، بدون اجبار، فقط بازگشت به حالت عادی اکنون که زندگی دیگر در راه نیست. پاییز همگی مبارک

از پایین به بالا!

آبجو هفته AJW

آبجوی هفته این هفته می آید شرکت آبجوسازی فلایینگ فیش در Somerdale، نیوجرسی. نمک و دریا جلسه عل ترش به عنوان یک غاز قابل جلسه تبلیغ می شود و ناامید نمی شود. سبک و ترد با 4.3% ABV، نمک و دریا آبجوی اصلی تابستانی است. ترش بودن، میوه ای بودن و شوری فراوان، این آبجو منحصر به فرد را در انواعی که به طور فزاینده ای شلوغ می شود، واقعاً بی نظیر کرده است.

برای نظرات تماس بگیرید

  • وقتی زندگی مانع می شود چه می کنید؟
  • آیا نکات و ترفندهایی برای مدیریت آموزش پیرامون تعهدات دیگر دارید؟
سلفی نویسنده در حال دویدن در یک روز آفتابی با گیاه کاکتوس در پس‌زمینه.

خدمات عادی از سر گرفته شده است. AJW موجو خود را در صحرای آریزونا برمی‌گرداند. عکس: اندی جونز ویلکینز