مسیر کوتوپاکسی اکوادور ممکن است بهترین تجربه کلبه به کلبه در قاره آمریکا باشد


وقتی >”,”name”:”in-content-cta”,”type”:”link”}}”>برای Outside+ ثبت نام کنید، به همه چیزهایی که منتشر می کنیم دسترسی پیدا کنید.

تا اواسط صبح روز اول ما، کفش هایم خیس شده بودند. و نه فقط یک رویه مرطوب با جوراب های خیس. حوضچه های آب ایستاده را در اطراف هر دو پا احساس می کردم.

با پیاده روی در سربالایی در مسیری که به یک رودخانه تبدیل شده بود، ما چهار نفر از میان برس ها و ناودان های گل آلود می جنگیدیم، و فکر می کردیم که آیا پنجره آب و هوای ایده آل ما پشت سرمان است یا خیر. روحیه هنوز بالا بود، اگرچه می‌دانستم که برای همیشه ادامه نخواهد داشت. “مسیر” روی نقشه های آیفون ما به خوبی توسط کوهنوردان استفاده نمی شد، اما در طول راه با چند گاو و اسب وحشی برخورد کردیم. بعداً در طول روز یاد می‌گیریم که «مسیر جایگزین» اصطلاح اکوادوری برای راه‌های اشتباه است.

“چرا وقتی مسیر معمولی یک ماجراجویی است، راه سخت تر را برویم؟” یکی از دوستان محلی به ما گفت.

تقریباً ظهر و هنوز چند هزار فوت زیر قله 13780 فوتی آتشفشان پاسوچوا، مجبور بودیم به حرکت ادامه دهیم. با وجود اینکه ما فقط یک ساعت از شهر پایتخت اکوادور، کیتو، در مسیری بودیم که اغلب به‌عنوان یک سازگاری خوب برای قله‌های بزرگتر به سمت جنوب شناخته می‌شد، ما قبلاً در انبوه آن بودیم. مشخص نبود که آیا مسیری که در مقابل ما قرار دارد ما را به قله می رساند یا اینکه ناگهان به پایان می رسد. جلو رفتیم، مصمم بودیم بفهمیم.

ایده بزرگ

اکوادور در حال حاضر تمام مواد لازم برای یک سفر دویدن از کلبه به کلبه در سطح جهانی را دارد: مناظر خیره کننده، شبکه ای از مسیرهای کوهستانی ناهموار، حوضچه های رنگارنگ با غذاهای منطقه ای، دوش های گرم، تخت هایی برای تصادف. زیرساخت ها در مقایسه با مسیرهای پرطرفدار کلبه به کلبه در اروپا، اما این تازگی ما را به مسیر کم تردد آن کشاند.

فعالیت‌های دیگری مانند اسب‌سواری، دوچرخه‌سواری در کوهستان، و پیاده‌روی در این منطقه از رشته کوه‌های آند در حال رشد هستند، اما دویدن در مسیرهای پیاده‌روی هنوز یک فکر بعدی است. این کشور به پتانسیل اقتصادی گردشگری تفریحی پی برده است و شروع به بازاریابی این منطقه به عنوان یکی از مکان های کلیدی برای بازدید کرده است. به طور خاص برای دویدن، ارتفاع در اینجا یک چالش است – بیشتر پارک بیش از 10000 فوت است – اما مشکل اصلی فقدان راهنماهایی است که منطقه و همچنین مسیرهای پیاده‌روی را می‌شناسند. مسیرهای ثابت کمی وجود دارد و هیچ سفر دویدن سازمان یافته ای در این منطقه پیدا نکردیم. با این حال، با استفاده از ترکیبی از جاده‌های تک مسیر و سنگ‌ریزه، پتانسیل‌های زیادی وجود دارد که حواس‌ماناها را به هم متصل می‌کند.

ما مسیر را در Gaia طراحی کردیم و آن را در نقشه های گوگل با تصاویر ماهواره ای اصلاح کردیم، اما این تازه شروع کار بود. خوان کارلوس، مدیر Pungo Lodge، با ارائه بتای محلی عالی کمک کرد، اما آزمایش واقعی شخصاً انجام شد.

“شما واقعا باید به کوه های اینجا احترام بگذارید. آب و هوا به سرعت در حال حرکت است و شما باید سازگار باشید. خوان کارلوس گفت تا زمانی که این کار را انجام دهید، خوب خواهید بود.

خارج از باران، تگرگ و باد، شگفتی های زیادی داشتیم. حداقل به تعداد انگشت شماری از حصارها و تابلوهای املاک خصوصی برخورد کردیم و مجبور شدیم در حال پرواز مسیر را تغییر دهیم. هیچ مقدار زمانی پشت صفحه نمایش نمی تواند برای چیزهایی مانند این حل کند. شما فقط باید روان و انعطاف پذیر باشید.

مسیر و Haciendas

پس از یک شاتل کوتاه از شهر به سمت جنوب کیتو، سفر پنج روزه خود را با یک روز دوازده مایلی به بالا و بر فراز پاسوچوا آغاز کردیم و به پونگو ختم شد. باران و گل و لای اولیه به ایجاد لحن به عنوان یک ماموریت اکتشافی واقعی کمک کرد. روز بعد، در پایین‌تر در دره ماندیم و بیشتر دویدیم و به Los Muertos ختم شدیم، جایی که چشم‌انداز خیره‌کننده اتاق غذاخوری از چهار آتشفشان از جمله کوتوپاکسی دارد.

“چرا وقتی مسیر معمولی یک ماجراجویی است، راه سخت تر را برویم؟” یکی از دوستان محلی به ما گفت.

روز سوم یکی از سخت ترین روزهای ما بود: 17 مایل و یک قله آتشفشان رومیناهویی (15,489 دقیقه)، قبل از پایان در تاموباکسی، یک تاموباکسی معروف و قرمز روشن. روز بعد از آتشفشان Sincholagua (16، 033 دقیقه) بالا رفتیم و به یک Airbnb راه دور به نام Finca Salma پایان دادیم که برای دسترسی به آن به یک وسیله نقلیه 4×4 نیاز دارد. در آخرین روزمان، به حومه کیتو برگشتیم و مسیر U شکل خود را تکمیل کردیم.

بسیاری از تدارکات، از رزرو قلاده تا کرایه ماشین، ساده بودند. پارک ملی کوتوپاکسی در فاصله کوتاهی از شهر قرار دارد. در طول کل هفته ما در اکوادور، راننده شاتل ما کمتر از یک مخزن بنزین استفاده می کرد و چمدان های ما را از hacienda به hacienda منتقل می کرد. اکثر میزبانان ما انگلیسی صحبت می کردند و همه آنها فوق العاده دوستانه بودند.

بزرگترین چالش آب و هوا بود. ما بدشانس بودیم که فصل بارانی را به پایان رساندیم و مجبور شدیم هر روز زودتر از خواب بیدار شویم و به سرعت حرکت کنیم، قبل از اینکه طوفان شروع شود. آند.

چرخ دنده ای که ما استفاده کردیم

هدف ما این بود که تا حد امکان سبک بدویم، در حالی که در طول مسیر برای اتفاقات غیرمنتظره آماده باشیم. ما همه چیز مورد نیاز برای روز را بسته بندی کردیم بسته های 12 لیتری ناتاناز جمله یک کیت کمک های اولیه کوچک، Garmin InReach Mini، لایه های اضافی، بارانی، و تنقلات مختلف مانند یک پشته از GU Energy Stroopwafels. در طول مسیر یک فیلتر کوچک هم آوردم تا مخزنم را دوباره پر کنم.

بیشتر ما دویدیم داخل کفش Brooks Catamount و از داشتن یک جفت خوشحالم میله های Leki FX تا ما را در شیب های مرطوب، سست و تند تثبیت کند. آب و هوا اغلب به سرعت تغییر می کرد، و ما را مجبور می کرد که بین عینک آفتابی و ضد آفتاب، کلاه های پشمی و دستکش های گرم را به دفعات زیاد تغییر دهیم. با وجود اکوسیستم سرسبز و سرسبز، این منطقه یک محیط کوهستانی است و شما باید مانند هر رشته کوه دیگری به آن احترام بگذارید.

درس های آموخته شده

در پروازم از میامی به کیتو، یادداشتی برای آینده‌ام نوشتم تا در پرواز بازگشت به خانه بخوانم. من این ترفند را سالها پیش از یک مربی یاد گرفتم تا به خودم چیزهای مهم را یادآوری کنم.

در پایان، پس از بیش از یک هفته در اکوادور، ما تک آهنگ بسیار کمی را پیدا کردیم – شاید در کل سفر 12 مایل. راستش را بخواهید مسیر شلوغی بود، با صعودهای تند، سرازیری های صخره ای، نوردهی زیاد و مبارزه دائمی با ارتفاع. آه و باران و باد و بن بست. اما از طریق همه اینها، شکل منحصر به فردی از شادی را پیدا کردیم. لذت در حل مشکلات و کشف یک مکان جدید با هم.

روند توسعه این مسیر در حال انجام است. حداقل چند سفر بیشتر طول می‌کشد تا کتاب بازی Cotopaxi را به طور کامل توسعه دهید، اما یادگیری لذت بردن از این فرآیند و برقراری ارتباط با مردم منطقه مهم‌ترین بخش است. قدم بعدی ما گذراندن وقت و یادگیری از مردم محلی است. زیرا حتی زمانی که ما دنباله‌ای را در Google و Gaia GPS دیدیم، توصیه آن‌ها برای رفتن به راه دیگری – آمسیر جایگزین – تقریبا همیشه درست بود: