کنار آمدن با مسابقه کوهستانی Whiteface – ATRA


نوشته شده توسط دونده تریل لورا کلارک. لورا 75 سال جوان است و یک دونده مشتاق کوهستان، مسیر و کفش برفی است که در ساراتوگا اسپرینگز، نیویورک زندگی می کند، جایی که او یک کتابدار کودکان است. عکس بالا توسط ران هیرکنز جونیور // سرگرمی کارخانه بز.

چیزی که از مسابقات قهرمانی دوی کوهستانی USATF به میزبانی مسابقه کوهستانی Whiteface یاد گرفتم این بود که کوه واقعاً به برنامه های شخصی ما اهمیت نمی دهد. به سادگی وجود دارد، وجود دارد، مایل است ما را با شرایط خودش بپذیرد، از امیدها و رویاهای فردی ما غافل است. در معرض و به تنهایی، از ما دعوت می شود تا چالش را بدون هیچ تضمینی برای نتیجه مورد انتظار بپذیریم. این حقیقت روز قبل برای مت میکزک و من کاملاً روشن شد که از ورودی پرچم‌دار المپیک به سمت منطقه ثبت نام بالا می‌رفتیم. با خیره شدن به سمت بالا به مسیر عمودی باریکی که روز بعد صعود می‌کردیم، هر دو متوجه شدیم که در بالای سرمان قرار داشتیم و در حال حمله به ارتفاع 3700 فوتی از ارتفاع و کاهش در بزرگترین سقوط عمودی اسکی در شرق کوه‌های راکی ​​بودیم. به آن احساس خالی از سکنه مکان اضافه شد. در حالی که تعداد زیادی بنرهای مسابقه وجود داشت، Whiteface قبل از هر چیز یک پیست اسکی است که اکنون تعطیلات تابستانی خود را می گذراند، با ایستگاه های بین راهی خالی، گوندولاهای بی صدا و فضایی وهم انگیز و ساکت.

بسیاری از مربیان توصیه می کنند که یک مسابقه کششی را در برنامه سالانه خود بگنجانید – چیزی که کمی فراتر از منطقه راحتی شما است، به اندازه ای چالش برانگیز است که نگران کننده باشد اما فراتر از محدوده امکان نیست. Whiteface فرصت تابستانی من برای انتخاب رشد به جای سهولت آشنا خواهد بود. نمی دانستم که این صعود برای من یک صعود فراتر از دسته است.

لورا کلارک عکس: مایک اسکات.

من چندین سال بود که با حسادت به ویدیوهای این رویداد نگاه می کردم، اما به عنوان یک مسابقه آسمانی، تقریباً شانزده مایل از خط کشش تا فراتر از احتمال کمرنگ گذشت. اما با دستور کار قهرمانی امسال، فرمت به 6.4 مایل فشرده شد. لبخند زدم؛ کوه به ساده لوحی من خندید. بعداً با چند عکاس صحبت کردم و پرسیدم که چرا عکس‌ها و فیلم‌ها به‌طور فریبنده‌ای ساده‌تر از زندگی واقعی به نظر می‌رسند. فهمیدم که این یک حقه در تبلیغات نیست بلکه صرفاً به دلیل ماهیت رسانه است. یک عکاس مسابقه علاقه مند به گرفتن عکس های کاملاً قابل شناسایی از دوندگانی است که به سمت بالا حرکت می کنند. برای انجام این کار، آنها باید خود را بالاتر از عمل قرار دهند و به سمت پایین نگاه کنند، روندی که شدت شیب را مخدوش می کند. حداقل این من نبودم که در مواجهه با حقایق سرد و سخت، بیش از حد خوشبین باشم.

اما من تنها نبودم. اگر پخش زنده طولانی Trails Collective را تماشا کنید (جاسازی شده در بالا) و در خلاصه مسابقه ATRA می توانید ببینید که بسیاری از رقبای برتر اظهار داشتند که با شیب زیاد و صعودهای سخت، این سخت ترین مسابقه ای بود که اخیراً با آن روبرو شده اند. علاوه بر این، قرار گرفتن کامل در معرض نور خورشید در مسیرهای اسکی به اضافه رطوبت بالا بود که برای کسانی که به آب و هوای خشک‌تر و غربی عادت داشتند کمی مشکل ایجاد کرد. برای من رضایت بخش ترین منظره دوندگان برتر بود که با دست روی زانو در سخت ترین مایل پیاده روی می کردند – یک مسیر اسکی الماس مشکی سیاه و سفید با درجه 40 درصد. من همیشه تصور می‌کردم که فقط بسته‌بازان به چنین تاکتیک‌هایی متوسل می‌شوند، اما Whiteface ثابت کرد که اشتباه می‌کنم. و با وجود این واقعیت که بسیاری از مدعیان تیم دوی کوهستان USATF روزها زودتر وارد شده بودند و وقت خود را صرف پیش نمایش مسیر کرده بودند. ما مردم عادی روز قبل فرصتی برای پیش نمایش دوره داشتیم. من و مت هر دو رد شدیم، فکر کردن به یکبار کافی بود. برای اضافه کردن به مخلوط، آن را از شب قبل ریخته بود، که باعث لغزنده شدن پایه شد. یکی از ویژگی های برجسته تراکتور زرد رنگی بود که بنا به دلایلی تصمیم گرفته بود قسمتی هموار را شخم بزند و در گل و لای تا قوزک پا گیر کرده بود و بیشتر شبیه بنای یادبود تمدنی بود که در اثر قدرت کوهستان مدفون شده بود.

من به پیشنهادات کوچک و محلی شمال شرقی خود عادت کرده‌ام و توسط 300 شرکت‌کننده در مسابقات قهرمانی دوی کوهستانی 6.4 مایلی، مسابقات K عمودی و مایل‌های بچه‌ها و خانوادگی کاملاً متحیر شدم. برای قهرمانی، طلاها 30 دقیقه قبل از بچه ها شروع کردند. فکر می‌کردم این عجیب است چرا که هموطنان مجبور می‌شوند برخی از خانم‌ها را در مسیرهای باریک بگذرانند، اما دوباره در آن زمان، زنان نخبه مدت‌هاست که از بین رفته‌اند و دریانوردی واضحی دارند. در مورد بقیه، همه ما در آن نقطه پیاده روی می کردیم و خیلی مهم نبود.

لورا کلارک عکس: مایک اسکات.

در مورد مسابقه ام، آن طور که انتظار داشتم پیش نرفت، اما خودم را خوش شانس می دانستم که به خط استارت رسیدم، زیرا هفته قبل آنفولانزا و برونشیت داشتم. در آن مرحله، من فقط برای لذت بردن از این تجربه هیجان زده شدم. در صعود اولیه با سرگیجه مواجه شدم و بچه هایی که از من عبور می کردند بسیار مفید بودند و مرا به سایه هدایت کردند و تنقلات انرژی زا به من دادند. واضح است که من نیازهای کالری خود را برای این مسابقه غیر استاندارد 10 هزار نفری دست کم گرفته بودم. بعد از مقداری شکر، حالم بهتر شد و با سرعت حلزونی آهسته تر پیش رفتم. آن مایل شیب دار 40 درصدی مرا به یک رویکرد دست به دست کاهش داد و به سرعت متوجه شدم که چند روز در یک سالن ورزشی صخره نوردی و همچنین پیاده روی با قدرتی که نخبگان توصیه می کردند مفید بوده است. فکر کرده بودم می دوم. آیا من هرگز اشتباه می کردم! در استراحت‌هایم، مطمئن شدم که رو به رو می‌چرخم تا از مناظر شگفت‌انگیز لذت ببرم، زیرا فکر می‌کردم در هنگام پایین آمدن از چنین شیب تند این اتفاق نمی‌افتد. این تنها مسابقه ای است که در آن بازوهای من به اندازه پاهای من تمرین کردند! پس از آن، من نیز از درد گردنم غافلگیر شدم، زیرا سفت شده بودم از خم شدن آن به سمت عقب تا نگاهی اجمالی به مسیر پیش رو داشته باشم.

در بالای Whiteface، با نسیم خنکی لذت‌بخشی مواجه شدیم که مانند پریدن به درون دریاچه‌ای آلپ، طراوت‌بخش بود. فرود اولیه نسبتاً شیب دار و در مسیرهای پر گرد و غبار بود، بنابراین باید آسان بود. با این حال، جاده دسترسی با سنگریزه‌های شل و سایز متوسط ​​پوشانده شده بود که بیشتر برای موج‌سواری مفید بود تا مرز. ناعادلانه قسمت سراشیبی دو سربالایی شیب دار را پنهان کرد و در اینجا بود که به سرنوشتم رسیدم. در حالی که هیچ قطع رسمی وجود نداشت، به هر حال به دلیل کندی بیش از حد کشیده شدم. من ناامید شدم، زیرا احساس می کردم می توانم کار را تمام کنم، اما همچنین متوجه شدم که داوطلبان برای جمع کردن کارها نیاز داشتند. از جنبه مثبت، من یک تله کابین خوش منظره را به پایین برگشتم، تجربه جدیدی برای من.

من هنوز به نوعی وانمود می کنم که تمام کردم، فقط به این دلیل که تلاش زیادی کردم و اگر مریض نمی شدم. با این حال، من تجربه را برای هیچ چیز از دست نمی دادم. از این گذشته، در شکست خوردن با چنین کوه بزرگی شرمنده نیستم و خوشحالم که امکان رشد را به راحتی آسان انتخاب کردم.

تصاویر مسابقه Whiteface توسط مایکل اسکات در حال پخش است Google Photos.

رسانه کارخانه بز / عکس های رون هیرکن هستند اینجا.

عکس های Miles & Macros LLC هستند اینجا [Facebook]

تماشای پخش زنده پوشش مسابقه توسط The Trails Collective در یوتیوب

نتایج کامل مسابقه در دسترس است وب سایت Underdog Timeming.