مصاحبه ماریان هوگان پس از 2022 ایالات غربی 100 – iRunFar


کانادا ماریان هوگان در سال 2022 به یک هدف بلندمدت رسید که سوم شد ایالت های غربی 100. در مصاحبه زیر، ماریان در مورد اینکه چگونه کمردرد را با پیاده‌روی آسان در سربالایی‌ها زمانی که درد داشت و بمباران سراشیبی‌ها وقتی درد نداشت، کار کردن و بهبودی پس از استفراغ طولانی در اواسط مسابقه، مدیریت کرد، و چه چیزی پس از ریکاوری طولانی مدت از مصدومیت، مثل این بود که در ایالت های غربی سوم شود.

[Editor’s Note: Marianne has a dizzy spell in this interview. She’s okay, is fine with sharing this interview, and was such a champion in doing an interview in significant heat.]

برای اطلاعات بیشتر در مورد نحوه انجام مسابقه، مقاله نتایج 100 ایالات غربی 2022 ما را بخوانید.

متن مصاحبه 100 ایالت غربی ماریان هوگان پس از 2022

iRunFar: مگان هیکس از iRunFar. من با ماریان هوگان هستم، روز بعد از سال 2022 است کشورهای غربی دویدن استقامتی خوب، به خاطر مقام سوم شما ماریانا تبریک می گویم.

ماریان هوگان: متشکرم، متشکرم این خیلی معنی دارد.

iRunFar: امروز چطوری؟

هوگان: احساس خوبی دارم، احساس بهتری نسبت به آنچه در خط پایان داشتم یا در واقع پنج دقیقه بعد از پایان دیروز دارم.

iRunFar: شما یک تجربه سخت پس از مسابقه داشتید، یا بهتر است بگوییم در اواسط مسابقه شروع شد، اینطور نیست؟

هوگان: بله، من یک مقدار، ببخشید زبانم، استفراغ پرتابه بلافاصله بعد از آخرین شانس داشتم. بنابراین بازگشت از آن سخت بود، اما در نهایت توانستم مقداری غذا را در خود نگه دارم و مقداری مایعات را به داخل برگردانم. فقط وقتی مسابقه تمام شد و من دوباره شروع به استفراغ کردم.

iRunFar: خب، شاید کمی نزدیک‌تر به آن تجربه خواهیم رسید، و شما این را خیلی مؤدبانه گفتید. اما بیایید به شروع مسابقه برگردیم، زیرا در مصاحبه قبل از مسابقه خود در مورد این صحبت کردیم که شما با بهبودی از مشکلات مچ پا روبرو هستید، اما حدس می‌زنم مشکلات کمری هم در شما وجود داشته باشد؟

هوگان: آره، مشکلات کمری داشتم، سعی می‌کردم فقط آن را زیر فرش بازی کنم و سعی می‌کردم آن را به واقعیت تبدیل نکنم.

iRunFar: من خوبم همه چیز خوبه

هوگان: همه چیز خوب است. اما من در دو هفته گذشته با کمردرد بسیار جدی دست و پنجه نرم کرده ام. بنابراین من واقعاً نگران بودم که در روز مسابقه چه اتفاقی می‌افتد. و به خصوص بالا رفتن دردناک بود. این یک استراتژی مسابقه جالب را ایجاد کرد و مردم احتمالاً می گفتند، این دختر چه می کند، در سراشیبی بمباران می کند و در سربالایی آسان می رود؟ ولی یه جورایی برای من جواب داد. بنابراین خوشحالم که توانستم به خط پایان برسم.

iRunFar: این یک استراتژی مسابقه جالب است. و چهار پاها و پاهای سراشیبی شما تمام مدت خود را کنار هم نگه داشته اند؟

هوگان: بله، خوب منظورم از کمردرد است، سرازیری معمولاً قدرت من است. بنابراین خوشحالم که توانستم از آن استفاده کنم. فکر می‌کنم اگر کمرم در سراشیبی درد می‌کرد، فکر می‌کنم که واقعاً برایم سخت می‌شد. به خصوص با توجه به اینکه سراشیبی بسیار زیاد است.

iRunFar: حالا مثل یک تصویر بزرگ، با تماشای مسابقه دیروز شما، به نوعی در ترکیب اولیه برای موقعیت سکو هستید. شاید یک سوم اول مسابقه باشد و بعد از آن کمی در وسط عقب نشینی کرده باشید قبل از اینکه در یک سوم پایانی مسابقه دوباره روی سکو ظاهر شوید. اما این بیشتر به مدیریت وضعیت معده شما مربوط می شد تا اینکه در بقیه مسابقه چه اتفاقی می افتاد؟

هوگان: آره حتما چون وقتی به رابینسون فلت رسیدم واقعاً احساس بیماری کردم. بنابراین، تمام آن بخش از رابینسون فلت تا آخرین شانس، من خیلی حالم بد بود، خیلی حالم بد بود. و به این ترتیب در نهایت وقتی پرفشار شدم، واقعاً احساس بهتری در من ایجاد کرد.

iRunFar: جالبه. اولترانینگ

هوگان: آره، آره، آره، نمی‌دونم چه خبر بود، اما هر چی بود، از سیستمم خارجش کردم. قطعاً از آن نقطه چالش شروع شد به این صورت که حالا باید دوباره پر کنم. دوباره پر کردن آن نقطه سختی بود، زیرا ما به چند دره می رفتیم و واقعاً بسیار گرم است. من دو دره را بسیار آسان گرفتم. من چیزی را فشار ندادم، فقط می دانید، یک پا جلوتر از دیگری. و سعی کنید به خاطر داشته باشید که ما 100 مایل می دویم و آن فوق العاده است، و شما پایین و بالا خواهید داشت و این قطعا برای من یک نقطه پایین بود.

iRunFar: به نظر می رسید چیزهای ذهنی در آنجا اتفاق می افتد. یا بهتر بگوییم از نظر روانی سعی در تریاژ کردن و کار کردن از طریق چیزها، اما سپس مؤلفه فیزیکی بازگرداندن معده خود برای دریافت تغذیه داشته باشید.

هوگان: بله، خوب در یک اولترا، می دانید، بازی ذهنی شما به چپ و راست می رود. شما انگار، آه، در یک نقطه، امروز همه چیز در مورد تمام کردن است، می دانید؟ و سپس به یک پایگاه امداد می‌رسی و یکی به شما می‌گوید: “در واقع کار شما خیلی خوب است، می‌توانید به سکو بروید.” و سپس ذهن شما تغییر می کند، و واقعاً مفید بود، آن نوع مثبت بودن بیرونی. من یک خدمه واقعاً بزرگ آنجا داشتم و آنها بسیار بسیار صمیمی و بسیار حامی بودند و این واقعاً به من کمک کرد تا از آن وضعیت ذهنی و شاید منفی خارج شوم.

iRunFar: راستش را بخواهید، با ورود به Foresthill، مایل 62، از بین 10 مرد و زن برتر، بزرگترین مهمانی را داشتید. مانند بزرگ ترین خدمه، پرحاشیه ترین و هیجان انگیزترین.

هوگان: بله، من واقعا خوشحالم که همه موفق شدند. تمام خانواده‌ام و تعدادی از نزدیک‌ترین دوستانم آنجا بودند، که آنها هم با من قدم می‌زدند. بنابراین واقعاً، واقعاً به من کمک کرد. فکر می کنم از Foresthill واقعاً جایی است که من یک کلیک ذهنی در ذهنم داشتم که خوبم، دوباره دارم غذا می خورم. و همچنین، من نمی دانم چند نفر به من گفتند که مسابقه در Foresthill شروع می شود و من تازه آماده رفتن هستم، می دانید؟

iRunFar: بارها و بارها به خودت می گویی؟

هوگان: دوباره و دوباره. گفتم باشه الان وقت رفتنه

iRunFar: یکی از چیزهای جذاب تماشای کل مسابقه زنان این بود که 10 زن برتر چقدر به مسابقه نزدیک بودند. با توجه به اینکه چیزهای زیادی به تنهایی داشتید، آیا به نوعی بازی می کردید یا بله، در آن مرحله به آن بازی مسابقه زنان فکر می کردید؟ یا موقعیت شما کی دوباره به ذهن شما خطور کرد؟

هوگان: فکر می کنم در گرین گیت، چون در نهایت از گرین گیت در جایگاه چهارم عبور کردم. و این واقعاً زمانی بود که خدمه من می گفتند: “اوه، مال امیلی [Hawgood] نه دور.» من واقعاً اهل شتاب دادن نیستم زیرا کسی آنجاست، من فقط مسابقه خودم را انجام می دهم و فقط دارم فکر می کنم، در نهایت اگر همه چیز برای من خوب پیش رفت، او را می گیرم. بنابراین، برای من فقط موضوع این بود که به حرکت ادامه دهید، به حرکت ادامه دهید، به فشار دادن ادامه دهید. و این ایده، شما باید به آینده نگاه کنید و به این فکر نکنید که چه کسی برگشته است، این همان کاری بود که من سعی کردم انجام دهم. من دقیقا مثل این بودم که به حرکت ادامه بده، به حرکت ادامه بده. فکر می کنم این قسمتی بود که بیشتر از همه از آن عبور کردم، از دروازه سبز، تا پایان.

iRunFar: و بنابراین، دقیقا چه زمانی به مقام سوم رسیدید؟

هوگان: شاید دو مایلی بعد از دریاچه آبرن به مقام سوم رسیدم.

iRunFar: باشه. این چیست، یک نیمه ماراتن برای رفتن، شاید چیزی شبیه به آن، 20k؟

هوگان: آره، یه همچین چیزی، یه همچین چیزی.

iRunFar: و در آن لحظه آیا به جلو نگاه می کنید، آیا به عقب نگاه می کنید، اینطور که من از این جایگاه به هر قیمتی شده دفاع می کنم یا فقط مدیریت است؟

هوگان: این قطعاً مدیریت است، اما همچنین، همچنین بسیار سرگرم کننده است که متوجه شوید روی تریبون ایالات غربی هستید. بنابراین من به نوعی به آن چسبیده بودم و فقط به این فکر می کردم، خوب شما فقط می توانید حفظ کنید، حفظ کنید، به حرکت ادامه دهید. و مهم است که در آن مرحله از مسابقه متوجه شوید که همه دردی را تجربه می کنند. می‌دانی، در آن لحظه این همان چیزی بود که به خودم می‌گفتم، بله، دردناک است، اما اگر سرعتم را کم کنم، کمتر صدمه نمی‌بینم و افراد پشت سر هم آسیب می‌بینند، بنابراین شما باید به حرکت خود ادامه دهید و این همان چیزی است که داشتم به خودم میگفتم

iRunFar: ما در مصاحبه قبل از مسابقه خود در مورد این صحبت کردیم که چگونه این برای شما به نوعی اوج برخی چیزها بود، مثل اینکه شما چهار یا پنج سال پیش در اولترانینگ ظاهر شدید. جراحت شدیدی داشتی شما در حال دویدن برای اولین بار صد مایل هستید. آیا تا به حال این همه به ذهن شما خطور کرده است؟ بله، این کار را کردم، به هدفم رسیدم؟ در این لحظه کجا هستید؟

هوگان: بله، فکر نمی کنم هنوز کاملا متوجه آن شده باشم. من فقط مثل، وای من سوم شدم، این ذهن من را درگیر می کند. فکر می‌کنم در مقطعی فقط پایان دادن به یک پیروزی برای من بود و فکر می‌کنم بزرگترین پیروزی برای من رسیدن به خط شروع است. این برای من یک چالش است، فقط به خاطر تمام آسیب هایی که با آن دست و پنجه نرم کرده ام. اما خوشحالم که توانستم با مقام سوم به مقام سوم برسم.

iRunFar: این یک سوال ناعادلانه است که در کمتر از 24 ساعت از پایان کار بپرسید، اما، این یکی از آن چیزهای آرزومند است – – شما خوبی؟

هوگان: آره، آره، خوبم. [looks a little faint]

iRunFar: مطمئنی؟

هوگان: حالم خوبه ولی حتما یه کم دارم زمین میخورم. من خوبم، خوبم، فقط کمی گرم است.

iRunFar: به خاطر کسب مقام سوم شما تبریک می گویم، شما فوق العاده هستید.

هوگان: با تشکر از شما با تشکر از شما.

iRunFar: بریم بشینیم

هوگان: متاسف!