به یاد مارک گودال – iRunFar


تاپروم AJWجامعه اولترانینگ در اوایل این هفته از اطلاع از درگذشت او شوکه و غمگین شد مارک گودال، فوق دونده افسانه ای آمریکایی و پدر فداکار چهار فرزند، در سن 51 سالگی.

من اولین بار مارک را در اولین ملاقاتم دیدم ایالت های غربی 100 در سال 2001. مارک در سن 29 سالگی سومین ایالت های غربی 100 را اجرا می کرد و من چیزی جز این نمی خواستم که تا حد امکان از او بیاموزم. و با نصیحتش سخاوتمند بود. همان‌طور که در ساعات اولیه مسابقه آن روز در منطقه مرتفع می‌دویدیم، مارک داستان‌هایی از دو دوی گذشته‌اش در مسیر و اینکه چه امیدی به آن روز داشت با من در میان گذاشت.

من در آن لحظه تا حدودی شگفت زده شدم، زیرا مارک بخشی از کادری از دوندگان جوان و با استعداد بود که در دهه 1990 به بلوغ رسیدند و ظاهراً همه چیز را اداره می کردند. بچه‌های باحال آن دوران، مارک، بخش جدایی‌ناپذیر گروهی از بچه‌ها بود که شامل آن‌ها می‌شد اسکات ژورک، ایان تورنس، هال کورنر، و کارل ملتزر. من به همه آنها نگاه کردم و به شدت می خواستم شبیه آنها باشم. مارک آن روز از من در مدار خود استقبال کرد و من هرگز آن را فراموش نخواهم کرد.

هال کورنر، اسکات ژورک، مارک گودال و ایان تورنس در رودخانه سفید 50 مایل.

هال کوئرنر (بالا سمت چپ)، اسکات ژورک (وسط)، مارک گودال (راست) و ایان تورنس (پایین سمت چپ) در رودخانه سفید 50 مایل 2003. همه عکس ها از یان تورنس است.

مارک اولین بازی های اولترای خود را در سال های 1994 و 1995 در زادگاهش اوهایو دوید، قبل از اینکه در سال 1996 با کسب مقام نهم به صحنه ملی در سال 1996 راه یابد. JFK 50 مایل. در آن زمان، JFK 50 Mile مسابقه ای در ایالات متحده بود، و هرکسی که می خواست کار خود را در مسافت طولانی ثابت کند به آنجا می رفت. مقام نهم مارک در اولین بار در این کورس، با بیش از 15 مایل مسیر ناهموار، که مطمئناً نقطه قوت او نبود، ثابت کرد که او مایل است با هرکسی، هر کجا و در هر روز بدود.

او با استقبال از مسابقات قهرمانی و یک دونده قوی جاده، شش ماه پس از JFK Mile، چهارم شد. GNC 100k. سپس، تنها دو ماه بعد، در ژوئن 1997، او اولین ایالت های غربی خود را به پایان رساند.

سال 1999 در اولترانینگ آمریکا فوق العاده بود و مارک در مرکز آن قرار داشت. در آن سال او حدود 11 مسابقه از جمله مسابقه را دوید مسابقات جهانی 100k IAU، ایالات غربی 100، بادواتر 135 مایلی، JFK 50 مایل و Sunmart 50 مایل، یان تورنس را برای برنده شدن جایزه Ultrarunner of the Year پشت سر گذاشت. علاوه بر این، در اولاندر پارک 24 ساعته رویداد، او تمام روز و شب با افسانه جنگید یانیس کوروس و در نهایت رکورد 24 ساعته آمریکایی آن زمان 162.1 مایل را به دست آورد.

تورنس، دوست خوب مارک و رقیب همکار، JFK 50 Mile را در آن سال به یاد می آورد:

این نسخه 1999 JFK 50 Mile بود. نتایج فقط فاصله پنج دقیقه ای را بین پنج بازیکن برتر نشان می دهد. در پایان، من و مارک جزو این افراد بودیم و به افتخار اوست که به آنجا رسیدیم. تام گرین با تمام نیت تخریب به مسابقه آمد اریک کلیفتون رکورد دوره بنابراین، مسابقه بسیار داغ، بسیار سریع برگزار شد.

«مارک کاملاً در مسیرهای پیاده‌روی مکیده است. او ابتدا یک اولترانر در جاده و پیست بود، اما من به او وسایلی دادم که در مسابقه ای شرکت کند که مناسب او نبود. من در بخش تریل اولیه از او جلو افتادم، اما او مرا گرفت و در کانال، تقریباً 20 مایلی در مسابقه، رد کرد. قسم می خورم که او با سرعت کمتر از شش دقیقه می دوید. او به سرعت جلوی من ناپدید شد.

«من قبل از سد شماره 4 با او تماس گرفتم و می‌توانستم بگویم که او در حال صدمه زدن است. همانطور که از کنارش رد می شدم – به خاطر داشته باشید که ما هنوز با سرعت 6:30 حرکت می کردیم – او از من روی برگرداند و خرخر کرد. او گام برداشته، با سرعت من مطابقت داشت و چندین بار دیگر به پرتاب کردن ادامه داد. وقتی تمام شد، رو به من کرد و گفت: “فکر می کنی کارم تمام شده است؟” من نیستم. من تازه دارم باد دومم را میگیرم.’ این درست بود. ما آن را در طول هشت مایل باقیمانده به پایان رساندیم و به سه دونده برتر پیش رویمان نزدیک شدیم.

مارک مرا به سمت JFK 50 Mile PR من سوق داد. روی کاغذ به نظر می رسد که او را شکست داده ام. اگرچه من 20 ثانیه جلوتر از او به خط پایان برخورد کرده بودم، اما مارک بعد از اینکه به من گفت که تازه دویده است و برنده شده است، من را در خط پایان بالا برد. هلن کلاین 50 مایل هفت روز قبل – در 5 ساعت و 35 دقیقه! دو هفته بعد، او در Sunmart 50 Mile در 5:56 دوم شد.

«مارک کاملاً شجاع بود و هرگز عقب ننشست. همیشه باعث افتخار بود که با مارک پا به پای خط پا بگذارم، در مسیر مسابقه نبرد کنم، و سپس داستان‌های غذا و غذا خوردن را در سال‌های بعد بازگو کنم. او یک رقیب سرسخت و دوست خوب بود. هیچ وقت به او شک نکردم که به من گفت: “تا زمانی که دیگر نتوانم بدوم می دوم.” او قطعاً این مانترا را دنبال کرد.»

مارک گودال در حال دویدن در فلگ استاف

مارک گودال در سال‌های اخیر در فلگستاف آریزونا در مسیری در حال دویدن است.

داستان‌های رقابت شدید مارک و نگرش سخت‌گیرانه او افسانه‌ای هستند. چند سال پس از اولین برخورد من با او در مسابقات 100 ایالت غربی، بار دیگر با هم در دره المپیک در خط شروع قرار گرفتیم. مارک از روی اسلحه بیرون آمد و در عرض چند دقیقه پیراهن زرد رنگ پاتاگونیا فقط یک نقطه در کنار کوه بود. او در وهله اول بر فراز اسکارپمنت رفت و در بیابان گرانیت چیف بمباران کرد.

سرانجام، در حدود مایل 10، برنده نهایی مسابقه، هال کورنر، او را گرفت و از کنار او گذشت و چند مایل بعد، به مارک رسیدم. او هنوز به خوبی حرکت می کرد و ما با هم به دویدن در منطقه مرتفع ادامه دادیم، به زندگی و دنیای دویدن رسیدیم، تا اینکه در نهایت عقب نشینی کرد. او در 25:31 به پایان رسید و این برای او خوب بود. او به دنبال آن رفت و منفجر شد. این سبک او بود و با آن راحت بود.

دوست خوب او اسکات ژورک می گوید: «مارک همه کارها را انجام داد. او یک قهرمان ملی، یک رکورددار آمریکایی و یک فرودگر مسطح از اوهایو بود که به ایالت های غربی 100 نشان می داد و پرتاب می شد. من او را در دهه 90 ملاقات کردم، زمانی که تنها تعداد انگشت شماری از ما در 20 سالگی، به دنبال اشتیاق بودیم. او بسیار بی ادعا و در عین حال خارق العاده بود. او به همان اندازه OG است.

یورک، گودال، ملتزر و کوزاک در مسیری در فلگستاف

از چپ به راست اسکات ژورک، مارک گودال، کارل ملتزر، و جف کوزاک در فلگ استاف، آریزونا، دنباله‌دار هستند.

هال کورنر خاطرات خود را از مارک به اشتراک گذاشت:

“هی، تو هال (گوشه) هستی؟” من می توانم آن را خیلی واضح بشنوم. [Editor’s Note: Mark and Hal teased each other using incorrect pronunciations of their names, with Mark pronouncing Hal’s last name as “corner” instead of “kerner.”]

مارک یک نسل را تعیین کرد. او با استادی توانست عملکردهای خود را یکی پس از دیگری انجام دهد و همچنان راهی برای بهبود پیدا کند. چه در جاده باشد، چه مسیر یا مسیر، او هرگز از یک چالش عقب نشینی نکرد. شما نخبگان زیادی را نمی بینید که بخواهند یکی را روی چانه بگیرند و خودشان را از عنصرشان خارج کنند. این مارک بود، او واقعاً ورزش را دوست داشت.

“من دوست داشتم که به عنوان یک اولتر دونده جوان، تلاش می کرد تا اشتیاق خود را به این ورزش هدایت کند، او برای ستایش عزم و تلاش من وقت گذاشت. نمی توانم به شما بگویم که این موضوع چقدر به من اعتماد به نفس داد و تمریناتم را بیش از هر نتیجه سکویی بالا برد.

من بیشتر از همه دلتنگ اشتیاق او خواهم بود، خوش بینی همیشگی در میان بادهای مخالف زمان و زندگی و توانایی او در چرخش از ورزشکاری به مربی دیگر. او تازه شروع به بردن آن به سطح بعدی کرده بود.»

در طول سال‌ها، مارک را چند بار دیگر در Western States 100 می‌دیدم و ما در مورد همه چیز ارتباط برقرار می‌کردیم. به ویژه، مارک علاقه مند به دامن زدن به بحث مسیرها در مقابل جاده ها بود که گهگاه در رای گیری اولتراننر سال شعله ور می شد، و اغلب با باشگاه جاده ای که او یکی از اعضای رسمی آن بود، طرفداری می کرد.

در سال‌های اخیر، جراحات مارک را آزار می‌داد و او را از صحنه مسابقات اولترا دور نگه می‌داشت، و با این حال او به حضور در مسابقات ادامه داد. ماراتن بوستون هر سال، آن را برای بیست و نهمین بار در آوریل گذشته به پایان می رساند. درگذشت مارک در چنین سن جوانی یک تراژدی واقعی است و جامعه ما برای یکی از بزرگان واقعاً عزادار است.

در آرامش باش مارک

برای نظرات تماس بگیرید

  • آیا تا به حال با مارک گودال ملاقات کردید یا دویدید؟
  • خاطرات مورد علاقه شما از پیگیری حرفه او چیست؟