5 چیزی که ای کاش قبل از اولین اولترا می دانستم


“], “filter”: { “nextExceptions”: “img, blockquote, div”, “nextContainsExceptions”: “img, blockquote”} }”>

هنگامی که >”,”name”:”in-content-cta”,”type”:”link”}}”>برای Outside+ ثبت نام کنید، به همه چیزهایی که منتشر می کنیم دسترسی پیدا کنید.

من اولین اولترا را در سال 2015 اجرا کردم. این یک 50 هزار نفری کوچک در شمال آرکانزاس بود، یک ماجرای تیره ماه ژوئن با تک‌ترک بیش از حد رشد و چک‌های تیک میان‌ مسابقه.

برنامه مسابقه ای نداشتم بدون طرح سوخت رسانی شب قبل یک بسته هیدراتاسیون خریدم که در نهایت محاسبه کردم که چه مدت دویدن دارم (سخت است که چند ساعت Oreos و Goldfish را در یک سوتین ورزشی قرار دهم).

سی و دو مایل و چندین ساعت بعد، من از جنگل های اوزارک یک اولترارانر تازه بریده شده بیرون آمدم (با نیش کنه و خراش برای اثبات آن). از آن زمان تاکنون چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام و اکنون با روش‌شناسی بسیار بیشتر به تمرینات و مسابقات خود می‌پردازم. در اینجا پنج چیز اصلی است که آرزو می‌کردم قبل از اولین اولترا می‌دانستم، بنابراین لازم نیست آنها را به سختی یاد بگیرید.

1. در واقع مسابقه خوردن است

فکر می‌کردم وقتی در اولین اولترا احساس گرسنگی یا تهوع داشتم فقط ماهی قرمز و کلوچه بخورم. تنها مشکلی که در آن طرح بدون هوا وجود دارد این است که همینطور است نه برنامه. وقتی ساعت ها در حال دویدن در جنگلی داغ و گل آلود هستید، تقریباً هرگز «احساس گرسنگی» نخواهید کرد. به احتمال زیاد، بدون توجه به آب و هوا، احتمالاً در طول هر اولترا احساس گرسنگی نخواهید کرد.

مطالب مرتبط: نحوه سوخت رسانی برای دویدن طولانی و مسابقات

افرادی که تمایل دارند اولتراها را خوب انجام دهند (یا فقط از آنها لذت می برند) افرادی هستند که می توانند مقدار زیادی غذا را در خود جمع کنند. ما در مورد آنها نوشته ایم. چگونه رویکردهای افراطی مانند هدف گرفتن بیش از 400 کالری در ساعت می تواند برای برخی از ورزشکاران مفید باشد.، اما یک مکان خوب برای شروع، صرفاً تلاشی هماهنگ برای کاهش چند کالری بیشتر از آنچه شما به شدت فکر می کنید نیاز دارید است.

سعی کنید هر 15 تا 30 دقیقه یک تایمر روی ساعت خود تنظیم کنید تا بتوانید به طور مداوم و منظم سوخت رسانی کنید، حتی زمانی که ممکن است تمایلی به آن نداشته باشید. از دویدن های تمرینی طولانی به عنوان فرصتی برای گشاد کردن کام و آموزش روده خود برای پذیرش تنقلات استفاده کنید، حتی زمانی که احساس نمی کنید به آنها نیاز ندارید. تقریباً غیرممکن است که پس از بندکشی، بندکشی را جدا کنید، بنابراین برای جلوگیری از DNF های مرتبط با سوخت، به طور فعال سوخت کنید. نیمه آخر مسابقه شما از شما تشکر خواهد کرد.

2. راه رفتن خوب و عادی است

بیشتر مسیرهای طولانی منتهی به اولین اولترا در منطقه 16 تا 20 مایلی بود، عمدتاً در زمین‌های موج‌دار ملایم که بیش از حد شیب نداشت. در ذهنیت فوق‌العاده تازه‌کار، «قابل اجرا» بود. اما اولتراها روش خنده‌داری دارند تا وقتی پاهای شما خسته هستند، تپه‌های خال را مانند کوه احساس کنند، و چیزهایی که در مایل 8 قابل دویدن به نظر می‌رسند ممکن است در مایل 30 بسیار متفاوت به نظر برسند.

ای کاش یکی از قبل به من می گفت که پیاده روی در زمان اولتراس هم خوب و هم طبیعی است. در واقع، با طولانی شدن مسابقات و تندتر شدن ارتفاعات، در واقع برای افزایش قدرت کارآمدتر است از تلاش برای فرار کردن مقداری قدرت در آن پیاده‌روی بگذارید، و صعودها را به عنوان فرصتی برای استفاده از مجموعه مهارت‌های متفاوت در آغوش بگیرید – و مقداری کار را روی عضلات باسنتان خالی کنید! به پیاده روی با قدرت به عنوان یک فرصت فکر کنید، نه یک استراحت. آن را در آغوش بگیرید و به خاطر از دست دادن مقداری سرعت خود را مورد ضرب و شتم قرار ندهید. وقتی در آن مسابقه مجبور شدم کوهنوردی کنم، به این فکر کردم که آیا شکست خورده ام. من نبودم و تو نیستی. این یک ضرورت بزرگ اولتراننینگ است!

مطالب مرتبط: نکاتی برای دویدن در سربالایی

اولین ماراتن خود را اجرا کنید

3. آهسته تر از آنچه فکر می کنید شروع کنید. و سپس کمی آهسته تر از آن.

شروع یک اولترا زمان بسیار ضعیفی برای تنظیم PR 10K است. مهم نیست در چه مسافتی مسابقه می دهید، ده مایل اول (حداقل) باید واقعاً ساده ترین باشد، فرصتی برای سهولت در روز، شروع به غذا خوردن و هیدراته کردن، و تمرین کنترل بر روی سرعت و آدرنالین.

بفهمید چه چیزی ورزش را برای شما سرگرم کننده می کند و به آن متمایل شوید. به آن متمایل شوید سخت.

سعی نکنید زمان را بانک کنید. که تقریبا هرگز کار نمی کند. مطمئن باشید که مسابقه سخت‌تر می‌شود، و نیازی نیست که بلافاصله به دنبال چیزهای سخت باشید. آسان است که در هیجان خط شروع گیر بیفتید و بخواهید به محض اینکه اسلحه خاموش شد، ارسال کامل را انجام دهید. نکن! عقب نگه دارید.

در نهایت از کنار بسیاری از افرادی که با عجله از خط شروع خارج می شوند عبور خواهید کرد. مسابقه ها در نیمه دوم برد و باخت می شوند. هیچ کس اهمیت نمی دهد که چه کسی در اولین مایل “برنده” شده است. حتی اگر اهداف شما رقابتی نیستند، به این فکر کنید که در 10، 20 یا حتی 50 مایل اول چه کاری می توانید انجام دهید تا خود را برای نیمه دوم سرگرم کننده آماده کنید.

4. لحظات کم خوب و موقتی هستند.

اولین باری که در یک اولترا یک وصله خشن ذهنی زدم، وحشت کردم. من تا به حال آنقدر احساس خستگی، تنبلی و یا فقط احساس نکرده بودم کم در آموزش یعنی روزم تموم شد؟؟

این نبود. چند تکه کوکاکولا و چندین ژل کافئین دار بعداً، به مسیر برگشتم.

پایین آمدن ها موقتی هستند. همه آنها بخشی از فرآیند هستند. مشکلات ذهنی بسیار کمی وجود دارد که چند صد کالری و کمی خودگویی مثبت نمی تواند درست کند به نقل از سخنان حکیمانه ای که توسط یک غریبه گذرا در طول یک مسابقه 100 مایلی زمزمه کرد، “اگر احساس خوبی دارید، نگران نباشید. خواهد گذشت.»

مهم نیست که در آن لحظه چه احساسی دارید – خوب یا بد یا جایی در میان شکوه – بدانید که خواهد گذشت. تقریباً هر چیزی که در یک اولترا تجربه خواهید کرد موقتی است، بنابراین سعی کنید آن را همانطور که اتفاق می‌افتد بپذیرید و بدانید که تغییر خواهد کرد. در واقع، آن لحظات سخت دلیلی است که بسیاری از ما در وهله اول به سمت چالش تریل و اولترا دویدن گرایش پیدا می کنیم. نحوه واکنش ما در لحظات کم، خواه با مهربانی، شجاعت، یا صرفاً فشار دادن ژل دیگر، ما را به عنوان ورزشکار تعریف می کند. به هر لحظه کم به عنوان فرصتی فکر کنید تا آن گونه باشید که می خواهید باشید!

تنها تضمین در رویدادهای طولانی تر این است که لحظات سخت فرا خواهند رسید. شما هرگز نمی دانید کی و کجا، اما می توانید با ادامه دادن سوخت و قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر، شرط های خود را جبران کنید.

مرتبط: تمرینات دویدن در هر زمان و هر مکان

5. باید سرگرم کننده باشد.

به نقل از دیوید روش، مربی و ستون نویس، «ما غبار ستاره ای با توهمات عظمت هستیم. هیچ کدام از این چیزها مهم نیست، جز خاطراتی که ما می سازیم. بنابراین، همین حالا تصمیم بگیرید که آنها بدون توجه به اینکه مسابقه واقعا چگونه پیش می رود، خاطرات خوبی خواهند بود.”

یکی از بهترین نشانه‌هایی که در ماراتن‌های جاده‌ای دیده‌ایم، می‌گوید: «فراموش نکن، تو برای انجام این کار پول پرداختی». و تا حدی، این طرز فکر خوبی است! زمانی بود که این برای شما سرگرم کننده به نظر می رسید، و کاملاً پتانسیل این را دارد.

می‌توانید در جنگل با دوستانتان میان‌وعده‌های میوه‌ای بخورید و برای ماجراجویی، هر اینچ از بدن خود را با اسپری حشره و روغن بپوشانید. شما می توانید چیزی شگفت انگیز را انجام دهید. تا آنجا که من می دانم، آنها ویسکی فایربال را در اکثر ماراتن های بزرگ سرو نمی کنند، اما من فنجان های دیکسی از این مواد را در بسیاری از مسابقات تریل دیده ام. من فواره‌های شکلاتی را در پایگاه‌های امدادی دیده‌ام، فهمیدم که چگونه لکه‌های خون را از پیراهن هاوایی پاک کنم (این اطلاعات را برای مقاله‌ای دیگر ذخیره می‌کنم) و شخصی که لباس موز به تن داشت در یک کوهنوردی رها شدم. بفهمید چه چیزی ورزش را برای شما سرگرم کننده می کند و به آن متمایل شوید. به آن متمایل شوید سخت.

لباس بپوش از هر کس که رد می‌شوید، پنج بالاست. یک شات بگیرید. یا هیچ کدام از این کارها را انجام ندهید و فقط کارهای سرگرم کننده خود را انجام دهید. هر چه هست، مطمئن باشید که از آن لذت می برید. بالاخره این چیزی است که در مورد آن است.