قصیده به منطقه خاکستری


“], “filter”: { “nextExceptions”: “img, blockquote, div”, “nextContainsExceptions”: “img, blockquote”} }”>

هنگامی که >”,”name”:”in-content-cta”,”type”:”link”}}”>برای Outside+ ثبت نام کنید، به همه چیزهایی که منتشر می کنیم دسترسی پیدا کنید.

احتمالاً شنیده اید که در تمرین باید از “منطقه خاکستری” ترسناک دوری کنیم. این منطقه ای است که در آن به اندازه کافی سخت می دوید تا لاکتات تولید کنید و خستگی ایجاد کنید، اما سخت تر از آن هستید که به اندازه کافی ریکاوری کنید یا اکسیژن کافی را به عضلات خود برسانید تا ورزش صرفاً هوازی باشد. در منطقه خاکستری هیچ اتفاق خوبی نمی افتد.

اما گاهی اوقات، این کار را می کند.

زندگی، بر خلاف آموزش، پر از چالش، پیچیده است، جذاب، مناطق خاکستری

مناطق خاکستری نه پر رنگ و نه کاملا خالی از آن. این همان فضای آستانه میانی و میانی است که در آن بافت ها برای اتصال دو چیز وجود دارند. سپیده دم غروب زمان هایی بین نه کاملاً روز و نه هنوز شب. همه آنها روندی دارند و مقصدی ندارند، خورشید در راه غروب است اما هنوز نرفته است. منطقه خاکستری از ما می‌خواهد که دقیقاً در جایی که هستیم باشیم، نه اینکه ما را به جایی که باید حرکت کنیم، مسخره نکنیم، فضای مرزی بین توانایی ورزشی و جاه‌طلبی که ما را وادار می‌کند تا ادامه دهیم. این مناطق میانی مستلزم حضور خاصی هستند، همانطور که ما را دعوت می کنند تا اهداف خود را در حال حرکت رو به جلو در نظر بگیریم. همه اینها باید گفت. . . یک منطقه خاکستری حوزه جادو است.

در شماره سالانه امسال از کثیفی، ما به این بین متمایل می شویم و به فضاهای مرزی گوش می دهیم که در یک دنیای آشفته، پیچیده و انسانی وجود دارد.

شاعر مورد علاقه من، جان کیتس، در نامه ای اصطلاح «توانایی منفی» را ابداع کرد و به بررسی آنچه در مورد نویسندگان همکارش بیشتر از همه تحسین می کرد، پرداخت. «قابلیت منفی . . در بلاتکلیفی، اسرار، شک و تردید، توانایی در آغوش کشیدن علامت سوال، لذت بردن در فضاهایی که راه حل های منظمی وجود ندارد، و جشن گرفتن ابهام است. این در مورد این است که به خودتان اجازه دهید از چیزهایی که نمی دانید یا ندیده اید به چالش کشیده شوید، شگفت زده شوید، حتی شگفت زده شوید.

در این شماره، ما از باینری ها خارج می شویم و داستان سرایی سیاه و سفیدی را که نمی تواند تفاوت های ظریف ذاتی زندگی را به تصویر بکشد، رد می کنیم. با استفاده از دویدن به عنوان لنز، آنچه را که بین رقابت و همکاری، نژاد و جنسیت، عذاب و خلسه اتفاق می‌افتد، بررسی می‌کنیم. ما به سخت ترین مسابقه غرب میانه شیرجه می زنیم و مفهوم “فتح کوه ها” را وارونه می کنیم. ما با گروهی از زنان صحبت می کنیم که قصد دارند فیلمنامه را در FKT ها ورق بزنند و ورزشکاران دو نژادی و غیر باینری را در حالی که خودشان صحبت می کنند بالا ببرند. ما یک دونده بومی را در حالی که دیگران را به شفا در کنار سرزمین اجدادی خود دعوت می کند، دنبال می کنیم و از میان خرابه های برداشتن قله کوه در آپالاشیا سفر می کنیم. و در نهایت، دو عکاس ما را از منظری جدید به عمق بسیاری از احساسات اولترانینگ می برند.

ما مفتخریم که این مجموعه داستان‌هایی را که فقط دارای ویژگی‌ها هستند، ارائه می‌کنیم که دارای تفاوت‌های ظریف است، بی‌نظمی که یک زندگی ورزشی است – یا هر زندگی دیگری را جشن می‌گیرد. بیایید به قسمت های میانی متمایل شویم و وارد آن مناطق خاکستری شویم.

مسیرهای شاد،

Zoë Rom، سردبیر، تریل رانر