برهنه در لبه چاقو – ATRA


برهنه در لبه چاقو: آنچه اورست در مورد رهبری و قدرت آسیب پذیری به من آموختنوشته شده توسط ویویان جیمز ریگنی. Forefront Books، 2022. بررسی شده توسط دونده تریل، لورا کلارک. لورا یک دونده مشتاق کوهستان، مسیر و کفش برفی است که در ساراتوگا اسپرینگز، نیویورک زندگی می کند، جایی که او یک کتابدار کودکان است.

“این کوهی نیست که ما فتح می کنیم، بلکه خودمان است.” -سر ادموند هیلاری

بسیاری از ما در تلاش هستیم تا یک رویداد “دسترسی” را در تقویم سالانه خود بگنجانیم – مسابقه ای که با آموزش اختصاصی در قلمرو امکان قرار می گیرد، اما همچنان در لبه چاقوی شکست قرار دارد. برای من، این برابر است با یک رویداد کفش برفی طولانی با ارتفاع زیاد، که در آن می توان انتظار داشت که احتمال دمای زیر صفر به چالش اضافه شود. خواندن “ریگنی برهنه در لبه چاقو” به من کمک کرد تا انتظاراتم را در نظر بگیرم.

نویسنده ویویان جیمز ریگنی، مربی اجرایی و سازنده تیم رهبری، هدف خود را برای صعود به بالاترین قله در هر هفت قاره در نظر گرفته بود. به عنوان یک مدیر اجرایی با قدرت بالا، او متوجه شد که فشار دادن به فراتر از منطقه آسایش فیزیکی او باعث می‌شود تا از رقابت موش‌ها فاصله بگیرد، اما همچنان نوع دیگری از فشار را اضافه می‌کند. از همه مهمتر، این وسیله ای بود برای اثبات خود به پدر کوهنوردش و روشی برای کاهش درد ناشی از تصادف مرگبار رانندگی برادر کوچکترش. در نهایت، آنچه او کشف کرد، آن چیزی نبود که پیش‌بینی می‌کرد.

برهنه در لبه چاقو

برهنه در لبه چاقو

در حالی که او از شش قله اول عبور کرد و از تجربیات متنوع فرهنگی همراه با آن لذت برد، به زودی متوجه شد که کوه اورست به عنوان یک فیل اصلی در اتاق ظاهر می شود، که شامل تعهد زیادی در آموزش، پول و زمان دور از کار و خانواده است. در واقع، قله واقعی تنها بخش کوچکی از معادله را شامل می‌شود. من همیشه فکر می‌کردم که تلاش‌های طولانی‌ای که تیم‌ها فراتر از کمپ اصلی انجام دادند، اساساً برای سازگاری در ارتفاع بود، اما این تنها بخش کوچکی از معادله است. پیاده‌روی‌ها و کمپینگ‌ها در سطوح مختلف کمپ بوت بود – برای خودکار کردن استفاده از وسایل و شکل‌دهی گروه به عنوان یک تیم موفق و کارآمد، حیاتی بود. و بدون اینکه شرپاها هر روز برای تنظیم و تنظیم مجدد مسیرها بیرون بروند. با انتخاب بهترین مسیرها از میان شکاف های سیال و بهمن های در حال ظهور، کل مهمانی تسلیم می شود.

در این مرحله بود که واقعیت به وقوع پیوست و ریگنی متوجه شد که اگرچه صعود به قله عالی خواهد بود، اما موفقیت واقعی باید به عنوان اجتناب از مرگ و زنده شدن دوباره تعریف شود. او به نقطه‌ای رسیده بود که همه ما در یک مسابقه کششی انجام می‌دهیم، جایی که می‌پرسیم چرا اینجا هستیم و گزینه ساده‌تر رفتن به خانه و چرت زدن را در نظر می‌گیریم. در پایان، مواجهه با مرگ برادرش، اورست شخصی خود، بود که او را از فانک خود بیرون کشید. آیا این در نهایت بدون چنین تعهد افراطی اتفاق می افتاد؟ شاید، اما شاید نه به این عمق.

در بازگشت به دنیای واقعی، از لذت دوش گرفتن، درخشندگی رنگ، طعم بدیع غذا شگفت زده شد. کاملا متوجه شدم مدتی را در کشورهای کمتر برخوردار گذرانده‌ام و هنوز به یاد دارم که چگونه پس از بازگشت، ساعت‌ها در راهروهای یک سوپرمارکت معمولی پرسه زدم و از همه پیشنهادهای موجود شگفت زده شدم. چشم انداز همه چیز است. برداشت شخصی من پس از این مطالعه، بازتاب او بود که ماه ها، حتی سال ها طول می کشد تا رویدادهای آسیب زا پردازش شوند، و توضیح داد که چرا افرادی که مانند شوهر من در جنگ بودند، به ندرت از تجربیات خود صحبت می کردند. حالا به جای اینکه از این که او اعتراف نکرده بود ناراحت باشم، بالاخره متوجه شدم. به هر حال، 12 سال پس از صعودش نگذشته بود که ریگنی کتابش را منتشر کرد. در مصاحبه‌ای که بعداً انجام شد، ریگنی اعتراف می‌کند که در مراحل اولیه همه‌گیری کووید، زمانی که ما مجبور شدیم نگرانی‌های عادی خود را رها کنیم، کنترل شخصی خود را بر سرنوشت خود رها کنیم و آنچه واقعاً مهم بود را بررسی کنیم، اکسپدیشن او نهایتاً برای او تلاش کرد.

برهنه در لبه چاقو

برهنه در لبه چاقو

با این حال، سفر ریگنی جنبه هشیاری دارد. در حالی که تیم منتخب او بالاتر از حرفه ای بود، برای برخی، تنها شایستگی داشتن پول کافی برای خرید است. با دریچه آب و هوای تقریبا ده روزه برای صعود موفقیت آمیز قله، درهم و برهمی از کوهنوردان مبتدی و جدی به یک مسیر آهسته کشیده می شود. صعودی که در آن مردم ساکن می مانند و در سرمای سخت ترافیکی درگیر شده و منتظر نوبت خود هستند. باید راه بهتری وجود داشته باشد.

و بنابراین، غذای آماده ریگنی چه بود؟ قدردانی اساسی از مناظر و لذت های ساده و درک این موضوع که مشغله یک هدف معتبر نیست. او چنین می اندیشد: «…من معتقدم که هرکدام از ما اورست شخصی خود را برای صعود داریم… فکر می کنم شما هم مانند من متوجه خواهید شد که همه منابعی را که نیاز دارید در درون خود دارید.» ریگنی در مصاحبه‌ای پس از انتشار این کتاب قدرتمند نتیجه‌گیری می‌کند: «به ندرت انتخاب‌های کاملی در کوه‌ها وجود دارد، همانطور که به ندرت مسیرهای کاملی در زندگی وجود دارد… شهود شاید بزرگترین ابرقدرت ما انسان‌ها باشد. به ما این امکان را می دهد که به خودمان گوش دهیم و از تجربیات ترکیب شده با داده ها برای تصمیم گیری استفاده کنیم.