بت ورزشی من چهار پا و باسنی دارد که ترک نمی‌کند


“], “filter”: { “nextExceptions”: “img, blockquote, div”, “nextContainsExceptions”: “img, blockquote”} }”>

هنگامی که >”,”name”:”in-content-cta”,”type”:”link”}}”>برای Outside+ ثبت نام کنید، به همه چیزهایی که منتشر می کنیم دسترسی پیدا کنید.

من همیشه به حمایت از ورزشکاران حرفه ای شک داشتم. یک دونده واقعا چند کفش می تواند بفروشد؟ احتمالاً دادن کد تخفیف به چند نفر که در Foot Locker کار می کنند مقرون به صرفه تر است، درست است؟

این قبل از اینکه من بدانم بود نانی بیگز. من اولین بار در مورد نانی در گزارش تمرینی اسکات کلتکه، یک دونده تریل بداخلاق که مدام از شریک دویدن خود یاد می کرد، شنیدم. برای مدتی حتی متوجه نشدم نانی سگ است. من دوست دارم فکر کنم که این گواهی بر شخصیت من است که وقتی شنیدم که شریک دویدن اسکات خیلی سریع شروع کرد و گهگاهی سنجاب‌ها را تعقیب می‌کرد، فکر کردم: “من متوجه شدم.” بازی تشخیص بازی.

در نهایت، وقتی شنیدم اسکات مدفوع نانی را برداشت، دو و دو را کنار هم گذاشتم. همه دونده‌ها می‌دانند که وقتی مدفوع می‌کنیم، در حیاط شخصی با علامت All Lives Matter است، و آن را در آنجا می‌گذاریم تا بتواند هوشمندانه‌ترین پیام در ملک باشد. در نهایت از این سوپر سگ که اسکات خیلی دوستش داشت پرسیدم.

او گفت: «او بیش از هر چیزی دویدن را دوست دارد. “او آنقدر نگران است که بدون او برای دویدن او را ترک می کنم که او در جلوی در منتظر می ماند تا من نتوانم دزدکی از کنارش رد شوم.”

اوه باحال، فکر کردم، چه همدم دوست داشتنی! من لیست استاندارد سوالات سگ را دنبال کردم. او چه نژادی است؟

“ترکیب بیگل و اسپانیل بریتنی.”

و نانی چند سالشه؟

او اکنون 15 سال و 8 ماه دارد!

متوقف کردن. چی؟!

دامپزشکان همگی می گویند که او در فرم شگفت انگیزی است. آنها از اینکه او در 16 می آید بسیار متحیر هستند.

یکسان.

او هنوز هم 15 تا 20 مایل در هفته می دود و راه می رود.

مانند صحنه ناهارخوری در وقتی هری با سالی ملاقات کرد، تصمیم گرفتم هر آنچه که نانی دارد را داشته باشم. از اسکات پرسیدم که آیا مکملی مصرف می کند یا خیر، بلافاصله همه آنها را برای سگم آدی سفارش دادم که با قرص گلوکزامین مفصلی Cosequin مشخص شده است. من اکنون به آدی 4 برابر دوز روزانه غذا می دهم و او در 9 سالگی بهتر از همیشه می دود. اگر من صدها دلار قرص مبتنی بر بیگل بخرم، کورتنی داووالتر و جیم والمزلی باید کفش های بسیار زیادی را بفروشند. یکی با این بیگل قرارداد ببندد.

موارد مرتبط: نمایه چهارپا دونده تریل: ادی داگ

داستان نانی

قبل از اینکه به داستان اصلی نانی بپردازیم، یک سلب مسئولیت. اسکات یک صاحب سگ بسیار مسئولیت پذیر است و با دامپزشکانی کار می کند که تمام فعالیت های او را تایید می کنند و درک می کنند که “سگ ها دوست ندارند درد نشان دهند زیرا حیوانات دسته جمعی هستند و سلسله مراتبی وجود دارد و آنها بیش از آنچه که باید انجام می دهند تا راضی کنند. صاحبان آنها.» من به سختی یاد گرفته ام که افراد سگ عقاید دارند و دوست دارند آنها را در نظرات به اشتراک بگذارند. واقعیت جالب: یک بار شخصی به من پیام داد که غذا دادن به آدی با یک تکه کوچک پیتزا پپرونی برای تولد او توهین آمیز است. شاید آنها اشتباه فهمیده اند و فکر کرده اند که من به او پیتزای کراست گل کلم دادم.

نانی برای دویدن به دنیا آمده است و نه فقط به این دلیل که پابرهنه می دود و درک ضعیفی از مردم شناسی دارد. این یک سفر دوربرگردان بود تا تماس او را پیدا کنم. در سال 2007، اسکات در سازمان نجات حیوانات Pets Come First در کالج ایالتی پنسیلوانیا داوطلب می‌شد که یک پوند در تنسی به طور داوطلبانه حیواناتی را که به فرزندخواندگی نمی‌پذیرفتند کشته شدند. نانی سال اول خود را در آن پوند گذرانده بود، بدون اینکه اجتماعی شود، زمانی که او را با یک چوپان از طریق یک سیستم حمل و نقل که او را به کالج ایالتی آورد، دور کردند. اسکات و شریک سابقش نانی را پرورش دادند، یک راه حل موقت تا زمانی که بتوانند برای او خانه ای پیدا کنند.

اما نانی اجتماعی نبود، همانطور که از یک سال تعطیل انتظار می‌رفت. آنها او را با یک کمان شیک در گردنش به مراسم فرزندخواندگی بردند و هیچ کس برای آن ژله آماده نبود. خانواده ای برای دیدن او آمدند، فقط برای اینکه فرار کند و پنهان شود. او یک آخر هفته تمام برای بازدید از یک خانه رفت و هرگز از پشت کاناپه بیرون را نگاه نکرد. هرچند در مورد اسکات اینطور نبود. نانی حرفش را باز کرد و ابتدا خراش های او را پذیرفت، و سپس چند دویدن کوتاه را به عنوان یک بسته پذیرفت.

می توانید تصور کنید که او با آن دویدن چه می گفت.

“من تو را انتخاب می کنم.”

اسکات نانی را همان‌طور که شروع به دویدن کرد، پذیرفت. آنها با هم این ورزش را پیدا کردند. و چیز دیگری هم پیدا کردند. اسکات توضیح می دهد: “او بسیار خجالتی بود.” اما وقتی او دوید، به طرز جادویی اعتماد به نفس پیدا کرد. او از اینکه جلوتر نباشد متنفر است – کاملاً متنفر است. او تمام سگ‌های دیگر را برای یک نقطه آلفا کنار می‌کشید.» دویدن مکاشفه‌ای از اعتماد به نفس، اجتماعی شدن و درک توانایی او بود.

اسکات در شروع این ورزش چیزی را پیدا کرد که در آن خوب بود و از آن لذت می برد.

نانی… خودش را پیدا کرد.

من متوجه شدم، و شرط می بندم که شما هم این کار را بکنید. بازی تشخیص بازی.

مطالب مرتبط: با سگ برتر شامونیکس آشنا شوید

آموزش نانی

در طی 15 سال بعد، نانی همه کارها را انجام داد. او با یک گروه دویدن تریل در پنسیلوانیا به رهبری کریگ فلمینگ مسیرها را کشف کرد. اسکات به یاد می‌آورد: «ما آزادانه در جنگل حرکت می‌کردیم و سگ‌هایی که از بند می‌دویدند و بیرون می‌رفتند. ما بعد از آن در نهر نشستیم، در حالی که سگ‌ها می‌نوشیدند و در اطراف شنا می‌کردند. این یک دنیای کاملاً جدید از دویدن را برای حرکت در طبیعت کارآمدتر و اولیه باز کرد. این در مورد سرعت، زمان، سرعت، فرتک نبود – بلکه در مورد ارتباط با طبیعت بود.

نانی در دوهای گروهی رهبری کرد. نانی در هر دویدن پیشتاز بود. او یک خانم در خیابان بود، اما یک عجایب در مسیرها.

او در پنسیلوانیا و کالیفرنیا و همه جا دوید، تا 16 مایل در جنگل نیسن مارکس خارج از سانتا کروز پیش رفت. تناسب اندام او با اسکات افزایش یافت، زیرا او بخشی از همراه و بخشی مربی بود. می توانید تصور کنید که او فکر می کند: «بهتر است 5 مایل دویدن خود را انجام دهید». سپس سرش را به پهلو خم می کند: «یا کوسن کاناپه می گیرد.»

در حدود 12 سالگی، او مسافت پیموده شده خود را به توصیه دامپزشک کمی کاهش داد، که باعث ناراحتی او شد. در 14 سالگی، او با استفاده بیشتر از روش دویدن و ادرار کردن، دوباره کاهش داد. در حالی که مسافت پیموده شده او تغییر کرد، و سرعت او تغییر کرد، هیجان او اصلاً تغییر نکرد. اسکات می‌گوید: «به محض اینکه کفش‌هایم را می‌گیرم، او شروع به پارس کردن و کشش در سگ رو به پایین می‌کند. “وقتی گارمین بوق می زند که 3 ماهواره را قفل کرده است، بلند می شود و با سرعت دور می شود.” او را عوضی رئیس بد پاولوف صدا کن.

مطالب مرتبط: نمایه چهار پا تریل رانر: سارا بارد و سگی به نام سو

سفر بزرگ

خوب، بیایید یک ثانیه بزرگنمایی کنیم. من فقط از شما خواستم که در مورد یک سگ بسیار خوب در یک مقاله در حال اجرا بخوانید، از جمله برخی طنزهای غیر ضروری. من مطمئن هستم که تعداد زیادی از مردم این برگه را مدت ها قبل از این بسته کرده اند و من آنها را سرزنش نمی کنم. چون این داستان را هم بسته ام.

من در ابتدا در ژوئن 2020، زمانی که نانی به تازگی 14 ساله شده بود، با اسکات مصاحبه کردم. فکر می‌کردم که خواندن آن در نزدیکی شروع همه‌گیری، نشاط‌آور خواهد بود، به علاوه می‌توانم نکاتی درباره پیری اضافه کنم. این یک داستان استاندارد مورد علاقه سگ شما خواهد بود که برای چند کلیک تضمین شده و یک مقاله هفتگی دیگر بررسی می شود. بنابراین من یک پنجره جدید باز کردم و “docs.new” را تایپ کردم. عنوان موقت «سگ معجزه» را اضافه کردم. سپس به بی معنی بودن آن، تصادفی بودن آن فکر کردم.

پنجره را بستم و 18 ماه دیگر باز نکردم.

اسکات مدام در مورد نانی صحبت می کرد، آن سگ معجزه آسا با قنداقی که ترک نمی کند. در نهایت دوباره شروع به نوشتن کردم و سوالات را از مقدمه به حساب برای انصراف بار اول به روز کردم. برای به روز رسانی به اسکات ایمیل زدم. او گفت: “کلیه های او کمی خسته می شوند، اما او برای کمک به رژیم غذایی خاصی دارد.” “سلامتی غیر از آن.”

او از 8 تا 9 دقیقه مایل به 12 تا 13 دقیقه مایل (خارج از برخی دوی سرعت بعد از ادرار کردن) رسیده است. او یک مشکل جزئی در قدم خود دارد. او گاهی اوقات می افتد. او هنوز در حال دویدن است.

این را الان می نویسم چون تصور می کنم اگر 18 ماه دیگر صبر کنم، لحن داستان عوض می شود. حتی نانی معجزه گر نمی تواند از این اجتناب ناپذیری پیشی بگیرد. ما هم نمی توانیم. من فکر می کنم که درک متقابل چیزی است که این بخشی از سفر یک سگ را تبدیل می کند…. بنابراین …. لعنتی، من کلمات آن را نمی دانم. اما فکر می کنم این احساس را دارم.

در حال تصور Nani در مسیرهایی است که درست از افق گذشته است و گروه را دوباره با سرعت 8 دقیقه می دود. به سگ معجزه ام ادی فکر می کند که بعد از یک تکه پیتزا تولد در آغوشم حلقه زده است و به زودی به جایی می رود که تولدهای بی نهایت و برش های بی نهایت تضمینی دارد (و بدون نظر اینترنتی). این طعم تلخ و شیرین اشک های لبریز از لبخند است.

چرا این اصحاب را وارد زندگی خود می کنیم که اینگونه تمام می شود؟ این یک روز کم شنوایی و دردسر است و زمزمه ای بعداً فقط چند خاطره و فرش های لکه دار است. خیلی تصادفی خیلی بی معنی

اما بعد به نانی فکر می کنم. او در حال حاضر بیشتر ناشنوا است. پس او وقت خود را چگونه می گذراند؟ او بیشتر روز را کنار در می‌نشیند، فقط به این دلیل که نمی‌تواند به شنوایی‌اش اعتماد کند تا وقتی اسکات می‌آید به او اطلاع دهد. او قبلاً توسط یک خروجی بی صدا خجالت زده شده بود، و دیگر این اتفاق نخواهد افتاد.

دویدن می تواند بسیار تصادفی و بیهوده به نظر برسد، پر از لنگی و ضربه، اما او همچنان کنار در کمپ می زند. او هنوز در انتظار فریاد می زند. در سطحی، او از تغییراتی که در حال تجربه کردن است آگاه است. و او هنوز آنجا نشسته و دم تکان می دهد و منتظر است تا ماهواره ها برای شروع مهمانی به او اجازه دهند.

اسکات می‌گوید: «او همیشه محتاط و بی‌اعتماد بوده است، اما دویدن اعتماد به نفس او را نشان می‌دهد.

“نانی واقعاً سگ کاملی است.”

و آن سگ کامل هنوز پشت در منتظر است و دم تکان می دهد. او آماده است تا به سمت نور بپرد.

مطالب مرتبط: 4 درس از یک سوپر سگ کور

دیوید روش از طریق خدمات مربیگری خود با دوندگان با تمام توانایی ها شریک می شود. برخی از کار، همه بازی. به همراه مگان روش، MD، او میزبان پادکست Some Work, All Play در مورد دویدن (و چیزهای دیگر) و کتابی نوشتند به نام دونده مبارک.