ساختن یک مسیر مانند باغبانی است (فقط خشونت آمیزتر)


پنجاه سال پیش می‌توانستید چوب دینامیت را از فروشگاه سخت‌افزار محلی خود بخرید.

درست است: می‌توانید تا پیشخوان بروید، بگویید «دینامیت، لطفاً»، چند چوب، پرایمر، یک فیوز به شما بدهند، و در راه خانه باشید و آماده باشید که جسم مورد تمسخر خود – کنده را منفجر کنید. ، تخته سنگ، گنوم حیاط – به بیت.

حتی اگر بخشی از مغز من هنوز با خود 14 ساله آشوب‌خواهم هماهنگ باشد، من مشروع دلیل استفاده از دینامیت تا زمانی که در سال 2015 شروع به ساختن مسیرهای پیاده‌روی در ملک کنار کوهم در کلرادو کردم. اما رویایی داشتم، رویای یک مایل مسیرهای صادقانه در زمین خودم. مسیرهایی که برای دوچرخه‌سواری سریع کوهستان، بازی سگ‌ها، کفش‌های برفی زمستانی، یا پیاده‌روی ساده با یک دوست عالی هستند.

بیشتر مسیرها فقط با خراش شروع می شوند. (عکس: James Dziezynski)

من باید با تعویض و بالا رفتن از پیچ ها خلاق باشم تا بتوانم این کار را انجام دهم. من باید مسیرهایی را با توپوگرافی که در اختیارم قرار داده بود بسازم، خطوطی بین درختان حک کنم، همیشه مراقب صخره های شکست ناپذیر و کنده های زیرزمینی سرکشی که در زیر کاراپاس سوزن های کاج باستانی کمین کرده بودند.

سه کلنگ، چهار چنگک فلزی و حداقل 20 جفت دستکش سوختم. اگر یک غریبه با یک دسته دینامیت در مسیرهای اولیه من سرگردان بود و پیشنهاد تبدیل یک پروژه چند روزه را به یک انفجار 30 ثانیه‌ای می‌داد، آن‌ها را دور نمی‌زدم.

خون، عرق، و سیکادا

بوم مسیرهای من یک ادعای قدیمی معدن بود، زمینی به وسعت 5 هکتار در دامنه‌های غرب بولدر، کلرادو و به شیب پیست اسکی آبی. بیرون از یک قفسه تخت (که در اوایل دهه 1900 با حسن نیت از دینامیت) هیچ زمین صافی برای صحبت وجود نداشت. من با اکراه با همسرم موافقت کردم که بله، آن نقطه هموار جایی است که ما خانه خود را می سازیم، نه مسیرهای پیاده روی. اما بقیه کارها کاملاً باز بود.

باید مراقب آن چاله های معدن باز بود! (عکس: James Dziezynski)

بر اساس سوابق شهرستان، دو معدن بین سال‌های 1890 و 1930 در زمین ما کار می‌کردند. یکی از آنها سوراخ کوچکی در زمین بود که ظاهراً چیزی بیش از یک گلدان طلا به همراه نداشت. دیگری که به اندازه کافی پهن است تا یک SUV را به دامنه تپه هدایت کند، تنگستن تولید کرد. به زودی متوجه شدم که در حالی که تنگستن فاقد وضعیت طلا است، استحکام کششی را جبران می کند.

سرزمین ما مملو از گرانیت تزریق شده با تنگستن است، نوعی سنگ فوق العاده که به تبرها و اسکنه ها می خندد. ضربه زدن به یکی از این سنگ ها با تبر فوراً منجر به احساس بسیار متمایز انگشتان صورتی بی حس می شود. بیش از یک بار، این سنگ‌های سنگی باعث شد که بخواهم پروژه را رها کنم و به آپارتمان‌های نبراسکا بروم، جایی که تنها چیزی که برای ساختن یک مسیر نیاز است یک دوچرخه خاکی با لاستیک‌های دستگیره‌ای است.

مشکلات دیگری نیز وجود داشت. روزهای تابستان ممکن است به شدت گرم باشد، اغلب به این دلیل که مجبور بودم به نام کاهش آتش، تنها منبع سایه را با اره برقی پایین بیاورم. منظم بودن فصلی دود آتش‌سوزی و طوفان‌های رعد و برق بعد از ظهر اغلب اوقات فراغت را که به سختی به دست می‌آمدند، برای ساخت مسیرهای پیاده‌روی کنار می‌گذاشتند. در تابستان 2021، بلای سیکادا که از درختان می‌بارید روی پیراهن، شلوار و چکمه‌های من بارید. آنها به قدری فراوان بودند که نیاز به عقب نشینی بیش از یک بار داشتند. من اغلب آنها را هنگام دوش گرفتن انگشتانم در موهایم پیدا می کردم، ساعاتی پس از اینکه ابزارم را کنار گذاشته بودم.

باغبانی برای افراد عصبانی

تریل‌سازی شباهت‌های زیادی با باغبانی دارد. این ساعت‌ها را در فضای باز در آفتاب و سایه برای اتصال فیزیکی با خاک خام، مجوزی غیرقابل معذرت برای کثیف شدن، و فرصتی برای شکل دادن به یک قطعه کوچک از سیاره زمین با دستان خود ارائه می‌دهد. مانند باغبانی، دنباله‌سازی نیاز به صبر دارد. عجله در جزئیات منجر به عملکرد ضعیف می شود. مانند باغبانی، کار هرگز واقعاً انجام نمی شود.

این قسمت ذن است.

بخش خشمگین این است که هیچ راهی برای دانستن اینکه آیا کار روزانه باعث ایجاد 200 فوت سطح، مسیر صاف یا پنج فوت بیهودگی توده‌ای و زشت می‌شود وجود ندارد. اما به محض اینکه فرد نتایج را رها می کند، تمرکز بیش از حد فعلی «اکنون» فوری برای سلامت عقل او سود می برد.

کار سختی است اما من هوس آن را دارم. کار تریل هدفی بدون پیچیدگی یا انتظار است. و این یک خروجی فیزیکی است خواسته ها عضله و پرخاشگری کار دنباله‌دار، استرس را مستقیماً به پوسته سیاره هدایت می‌کند، جایی که به طور بی‌ضرری پخش می‌شود.

بیرون آوردن تفنگ های بزرگ: یک مته چکشی که سوراخ هایی برای گسترش بتن ایجاد می کند. (عکس: James Dziezynski)

تقریباً تمام مسیرهایی که من ساخته‌ام با استفاده از دو ابزار ساده ساخته شده‌اند: تبر 5 پوندی و چنگک فلزی. تجهیزات عملیات ویژه من شامل یک میله (که من آن را خم کردم تا یکی از تخته سنگ های تنگستن-گرانیتی ذکر شده را خارج کنم)، یک مته چکشی با یک اسکنه، و در موارد نادر، یک کیسه بتن در حال گسترش است.

بتن منبسط کننده دینامیت بسیار کند اثر را تقلید می کند. می توانید با سوراخ کردن سنگ با مته چکشی و پر کردن فضای خالی با بتن مرطوب، تخته سنگ ها را خرد کنید. بتن طی چند روز سخت می شود و در یک پیروزی شبه رضایت بخش سنگ را می شکافد. هیچ انفجاری وجود ندارد، اما با این وجود سنگ به آوار تبدیل شده است.

من مجموعه خوبی از زخم‌های ناشی از ضربه‌های اشتباه، سنگ‌های غلتاندن غیرمنتظره، خارهای کاکتوس، شاخه‌های سنگ‌شده و پوست درخت شن به‌دست آورده‌ام. ساعد من شبیه پوست آسیب دیده در جنگ موبی دیک است.

سال 2020 سال بسیار خوبی برای جدا کردن خود در جنگل و کوک کردن کلی جنون از کل جهان بود. جلسات ساخت مسیر من همیشه با یک کتاب صوتی همراه است که با صدای بلند پخش می شود تا کمی باهوش تر شوم و به حیات وحش توجه کنم. تنها در آن سال، من به 37 کتاب صوتی مختلف گوش دادم، از جمله چهار کتاب که نسخه‌های دوره‌های عالی در قرون وسطی بودند و هر کدام بیش از 30 ساعت طول می‌کشید. آیا می‌دانستید که پلکان‌های قلعه با دیوارهایی در سمت راست طراحی شده‌اند تا مهاجمان راست‌دست بالارونده نتوانند در یک نوسان کامل قرار بگیرند؟ یا اینکه مورخان هنوز نمی دانند چرا این همه تصویر از آن وجود دارد شوالیه هایی که در متون قرون وسطی با حلزون ها می جنگند?

من هزینه کردم مقدار زیادی زمان کار در این مسیرها

من اغلب ساعت‌ها را گم می‌کردم تا اینکه تاریکی فراگیر اولین ستاره‌ها و سیارات را در برابر آسمان شیب تاریک روشن کرد. من در تمام فصول خارج از خانه بوده‌ام – خاک یخ زده و آفتاب سوزان، گاهی اوقات به خاطر روزهای خنک و مه آلود کمیاب که مورد علاقه من هستند، مانع از آن شده‌ام. گاهی اوقات به افکار کوچک و بزرگ فکر می کنم، روزهای دیگر به سادگی اجازه می دهم کتاب صوتی برای من فکر کند. مردم پرداخت برای آن نوع آرامش ذهن

سوئیچ بک نیمه ساخته شده (عکس: James Dziezynski) (عکس: James Dziezynski)

مایل جادویی

در اواخر تابستان 2021 یک مایل کامل از مسیرهای سواری و آماده برای پیاده روی را تکمیل کردم. این کار در یک بازه زمانی پنج ساله انجام شد و شامل اصلاحات و تنظیم دقیق فراوانی بود. من حتی متوجه نشدم که یک مایل کامل دارم تا زمانی که مسیرهای پیاده روی را با یک برنامه نقشه برداری که تایید کرد که من در واقع از هدفم فراتر رفته بودم: در مجموع 1.2 مایل. من مدت زیادی در آن بوده ام، می توانم مسیرهای خود را از چشمان مدار پایین ماهواره های گوگل ببینم که در زمین بریده شده اند. تعمیر و نگهداری و تغییرات بیشتری برای ساخت وجود خواهد داشت. اما در نهایت، مسیرهای اصلی انجام می شود.

مسیرها برداشت متفاوتی نسبت به باغ ها ارائه می دهند. من سفری را در جنگلی در کنار کوه ایجاد کرده ام. اینجا می‌توانم با همسرم از میان سایه‌ها و نور، در مواقع خوب و بد قدم بزنم. در اینجا می توانم پاهایم را روی دوچرخه کوهستانم بچرخانم و با یک دویدن خوب، سیستم قلبی عروقی خود را به حالت بیش از حد درآورم. در اینجا می توانم رد پای گوزن، بوقلمون و روباه را در خاک تازه چنگک زده ببینم. در اینجا می توانم طوفان هایی را که بر فراز قله های غربی می چرخند تماشا کنم.

و اینجاست که من و همسرم سگ 17 ساله محبوبمان میستیک را در برش مخصوصی که با دقت بیشتری تراشیده بودم به زمین گذاشتیم. او آخرین نفس هایش را در حالی که به کوه های دور و نزدیکی که در بهترین سال های زندگی من با هم صعود کرده بودیم نگاه می کرد.

من می توانم ارواح گذشته ام را در هر قسمت از مسیر احضار کنم. می توانم کتاب هایی را که گوش می کردم، نگرانی های آن روز، امیدها و ترس هایم، حتی آب و هوا را به یاد بیاورم. ماهیت یک دوره در آن مسیرها رمزگذاری شده است. داستانی پنهان در زمین حک شده است که فقط در دسترس من و کسانی است که آن را با آنها به اشتراک می گذارم.

منتظرم، تغییر فصل و همراهی دوستان در این جنگل ها را پیش بینی می کنم. من اولین بازدیدکننده گوزن‌هایم را داشته‌ام و این افتخار را داشته‌ام که یک خانواده رابین‌ها را ببینم که در حال خراشیدن سخت هستند که در گودی کاج پوندروسا در حال مرگ بالغ می‌شوند. من یک خرس سیاه نوجوان دست و پا چلفتی را دیده ام که به چیزی زیباتر و کنجکاو تبدیل شده است.

من تمام تلاشم را کرده‌ام، اما چه کسی می‌داند که این مسیرها چقدر دوام خواهند داشت؟ طبیعت ممکن است روزی همه آنها را پس بگیرد. امید من این است که روزی یک مسافر زیرک – انسان، آهو، خرگوش، برای من فرقی نمی کند – صافی عمدی و غیرطبیعی پیچ در پیچ در جنگل را بشناسد و برای لحظه ای تخیل و تلاشی که انجام داده است را تصدیق کند. زندگی به این گذرگاه فرسوده که آنها کشف کردند. در آن لحظه، دوست دارم باور کنم که به نوعی جاودانگی ظریف دست یافته ام، نوعی جاودانگی که بخش کوچکی از سفر یک نفر را کمی آسان تر می کند.

کار واقعاً هرگز انجام نمی شود. این بخشی از جذابیت است. (عکس: James Dziezynski)